مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

418

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

علامت و علاج ورم روده گذشت و ورم رحم چنانچه بيايد « 1 » . علامت و علاج ثفل و رطوبت و باد ، در قولنج مذكور شد و در آب گرم نشاندن در همهء انواع مناسب است . علامت قروح « 2 » و ريش ، درد قطن به غير گرانى و غير تمدّد و خروج « 3 » مدّه و خون و قشور قرحه در بول ، و گاه بود كه مثل گوشت پاره‌ها بيرون آيد ؛ و قروح مثانه از قروح گرده به آن ممتاز شود كه قشور گرده سرخ بود و قشور مثانه سفيد و قروح گرده با سلس البول بود « 4 » و قروح مثانه با عسر بول ، و به موضع درد نيز توان دانست . علاجش تعديل اخلاط و امالهء آن از مراريّه و بورقيّه به عذويّه ، و اگر خون « 5 » غالب بود « 6 » به فصد و به قى و اسهال و شراب كاكنج و شراب خشخاش دهند و « 7 » روغن بنفشه ، شياف ابيض در آنجا حل كرده ، در احليل چكانند . علاج به بالا « 8 » رفتن خصيه در آبزن كه در آنجا كتان و گل خطمى جوشانيده باشند ، نشانند . فصل سيم : در حرقهء « 9 » بول سوزش بول از تيزى و بورقيّهء آن بود به سبب حرارت جگر و بسيارى صفرا . علامتش حرارت مزاج و صبغ « 10 » قاروره و تقدّم مأكولات و مشروبات حارّه . علاجش شراب بنفشه به تمر هندى ترش كرده « 11 » و شراب آلو و شراب انار و لعاب اسبغول و طلاهاى خنك بر جگر اندازند ، و اگر صفرا غالب بود به شير خشت و تمر هندى يا « 12 » آب انارين و امثال آن استفراغ كنند ؛ و از برهنه شدن مجرى از رطوبتى كه مهروج آن است ، مىباشد « 13 » ، از

--> ( 1 ) . ش : - علامت و علاج . . . بيايد . ( 2 ) . س : علاج قرح . ( 3 ) . س : خرج . ( 4 ) . س : - و قروح . . . بود . ( 5 ) . س : - خون . ( 6 ) . ش : - بود . ( 7 ) . س : + در . ( 8 ) . س : + بر . ( 9 ) . ش : حرارت . ( 10 ) . صبغ : رنگ . ( غياث اللغات ) . ( 11 ) . ل : - ترش كرده . ( 12 ) . س ، ف : با . ( 13 ) . ل : - كه مهروج آن است مىباشد .